محمد باقر النجفي

79

مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )

سريعٌ في فسادهم . . . » « عبدالملك بن جعفر برايم گفت كه : اخنس بن شريق كه نام اصلى او ابىّ و هم‌پيمان بنىزهره بود به آنان چنين گفت : اى بنىزهره ! خداوند كاروان شما را نجات داد و اموال شما را خلاص كرد و يار شما مخرمة بن نوفل را رها ساخت . شما براى اين بيرون آمده بوديد كه دشمن را از او و مال او منع كنيد . محمّد مردى از خود شما و خواهرزادهء شماست . اگر او پيامبر باشد ، شما با انتساب به او نيكبخت خواهيد بود و اگر دروغگو باشد ، بهتر است ديگرى عهده‌دار كشتن او گردد تا اين‌كه خود ، خواهرزادهء خويش را بكشيد . برگرديد و ترس آن را هم به گردن من بگذاريد و شما را چه حاجتى كه به كارى بيرون رويد كه سودى ندارد . به آنچه هم كه اين مرد ( ابوجهل ) مىگويد ، نبايد گوش كرد ؛ چه او هلاك كنندهء قوم خويش است و با شتاب آن‌ها را تباه مىكند ! بنىزهره از أخنس اطاعت كردند ؛ از اين رو هيچ‌يك از افراد اين قبيله در غزوهء بدر حضور نداشت . » چنين طرز فكرى كه منجر به كناره‌گيرى بنوزهره از حمله به مسلمانان شد ، نتيجهء اين احساس در آنها بود كه براى پاسدارى از كاروان قريش ، تنها بايد حالت دفاعى به خود گيرند . ولى پايدارى بعضى ديگر از سران قريش كه كينه‌ها ، عداوت‌هاى ديرينه و تعصّبات خود را نسبت به بُت‌ها زير لفّاف دفاع از كاروان ، پنهان كرده بودند ، نتوانست بنىزهره را در بازگرداندن تمامى قريش توفيق بخشد . در مجاورت كناره‌گيرى بنوزهره از جنگ ، تلاش مشابهى توسّط بنىعدىّ تحقّق پذيرفت . واقدى در اين خصوص سند مهمّى را ارائه مىدهد : سند شمارهء 8 : « عن أبىبكر بن عمر بن عبد الرّحمن . . . قال : خرجت بنو عُديّ مع النفير حتى كانوا بثنيّة لَفْت ، فلما كانوا في السحر عدلوا في الساحل منصرفين إلى مكّة فصادفهم أبوسفيان قال :